السيد علي الحسيني الميلاني

42

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

« وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَالْأَنْصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ » وقد ذكرهم رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم . . . فخير الناس قرنا بعد الصحابة من شافه أصحاب رسول اللَّه صلى اللَّه عليه [ وآله ] و سلم و حفظ عنهم الدين والسنن وهم قد شهدوا الوحي والتنزيل . « 1 » اثبات اعتبار اين راوى به اين كيفيت در صورتى است كه راوى مجهول باشد ، در حالى كه راوى مورد نظر ، فرزند ام سلمه ، يعنى عمر بن ابىسلمه است ؛ « 2 » زيرا با رجوع به منابع مختلف ، عطاء بن ابيرباح حديث كساء را با واسطه

--> ( 1 ) . معرفة علوم الحديث : 41 - 42 . ( 2 ) . عمر بن أبي سلمه فرزند خوانده پيامبر محسوب مىشده است . آن‌گاه كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم‌امّ سلمه را خواستگارى كردند ، او فرزندان زيادى داشت و عمر بن ابى سلمه نيز حدود سه يا چهار ساله بوده است . وى تربيت شده پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم است . در شرح حال وى نوشته‌اند : « عن أبيبكر بن محمّد بن عمر بن أبي سلمة عن أبيه أن رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم خطب أم سلمة إلى ابنها عمر بن أبى سلمة ، فزوّجها رسول اللَّه وهو يومئذ غلام صغير » ؛ رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم امّ سلمه را از پسرش عمر بن ابى سلمه خواستگارى كرد و او مادرش را به عقد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم درآورد ، در حالى كه وى در آن زمان پسر بچهء كوچكى بود . اين امر در ابتدا بعيد به نظر مىآيد ، اما با مطالعهء نمونه‌هايى از اين دست در تاريخ و يا مشاهدهء نوابغى كه در سه سالگى حافظ كل قرآن شده‌اند ، مىتوان از آن رفع استبعاد كرد . چنان كه در كتاب سليم بن قيس نيز از جناب محمّد بن ابىبكر - حشره اللَّه مع اميرالمؤمنين عليه السلام - به هنگام مرگ پدرش ، حديثى نقل شده و برخى به اين بهانه كه محمّد بن ابى بكر در آن زمان خردسال بوده است ، به كتاب سليم بن قيس خدشه كرده‌اند . مرحوم مجلسى پس از طرح اين اشكال ، به آن پاسخ گفته است . ر . ك : بحار الأنوار : 30 / 133 - 134 . مرحوم صاحب عبقات نيز با طرح حديث خواستگارى امّ سلمه از عمر بن ابى سلمه - كه در منابع معتبر اهل سنت آمده است - از اين امر رفع استبعاد كرده است . ر . ك : إستخراج المرام : 1 / 410 - 412 .